وبلاگ

گزارش فصل اول برنامه جامع «هزار کتاب، هزار تجربه زندگی»

هزار مواجهه با کتاب در سال‌های آغازین زندگی

ایده‌ «هزار کتاب»  به معنای همراهی پیوسته‌ خانواده با کتاب در سال‌های اولیه زندگی و شکل‌گیری کودکی، فقط یک نام زیبا یا یک کمپین گذرا نیست. در جهان، سال‌هاست نمونه‌های شناخته‌شده‌ای از این ایده در کتابخانه‌ها و نهادهای ترویج خواندن اجرا می‌شود؛ از جمله چالش هزار کتاب قبل از دبستان (1000 Books Before Kindergarten) که بر خواندن مشترکِ والد و کودک تأکید دارد و هدف آن این است که کودک پیش از ورود به مدرسه، هزار تجربه‌ شنیدن و دیدنِ کتاب را پشت سر بگذارد. برگزارکنندگان این حرکت در کشورهای مختلف از مشارکت گسترده‌ خانواده‌ها در سال‌های اخیر سخن گفته‌اند.

پشت این ایده، فقط ذوق فرهنگی نیست؛ یک پشتوانه‌ جدیِ رشدی هم قرار دارد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند کودکانی که در سال‌های پیش از مدرسه به‌طور منظم در معرض کتاب‌خوانی اشتراکی یا تعاملی قرار می‌گیرند، از نظر واژگان و زبان سرمایه‌ بیشتری ذخیره می‌کنند؛ تا جایی که حتی «خواندن یک کتاب(حتی تصویری) در روز» می‌تواند در بلندمدت تفاوت چشمگیری در میزان واژه‌های شنیده‌شده و توان زبانی کودک ایجاد کند.

با این حال، «هزار کتاب» برای ما از همان ابتدا صرفاً یک دوره کتاب‌خوانی نبود. هدف، تغییر یک عادت سطحی نبود؛ هدف، حرکت به‌سوی تغییر سبک زندگی و سبک فرزندپروری بود. می‌خواستیم کتاب از یک فعالیت گاه‌به‌گاه، به زبانی مشترک در خانه تبدیل شود؛ ابزاری برای گفت‌وگو، فهم احساسات، ساختن رابطه‌ای امن و شکل دادن به تجربه‌هایی که اثرشان هم در کودک می‌ماند و هم در والدین. اگر این مسیر درست چیده شود، اثراتش محدود به یک فصل یا یک سال نخواهد بود؛ مادام‌العمر است، چون به ریشه‌های رابطه و زیست روزمره دست می‌زند.

شکل‌گیری برنامه جامع هزار کتاب

از چند سال قبل، تکه‌هایی پراکنده و جدا از هم در ذهن اساتید این برنامه شکل گرفته بود؛ ایده‌هایی درباره کتاب‌خوانی در خانه، سبک زندگی و فرزندپروری کتاب‌محور، و کارهایی برای ارتقای فردی مادران با همراهی کتاب‌ها. هرکدام از این ایده‌ها به‌تنهایی، در آثار، دوره‌ها و تجربه‌های پیشین ما کم‌وبیش حضور داشتند.
آنچه نبود، یک برنامه جامع بود؛ برنامه‌ای که این تکه‌ها را کنار هم بنشاند و حس ساختن یک مسیر واقعی را ایجاد کند.

این شد که قطعه‌های کوچک و جدا از هم را کنار هم گذاشتیم، تیزی‌هایشان را گرفتیم، اضافاتشان را بریدیم و چاشنی‌هایی افزودیم تا برنامه جامع هزار کتاب، هزار تجربه زندگی شکل بگیرد. برنامه‌ای که در آن تلاش کردیم مادران، با همه دغدغه‌ها و مشغله‌های روزمره‌شان، فرصتی هفتگی و کوتاه برای خودشان داشته باشند؛ فرصتی برای رشد، تفکر، مکث، شگفتی یادگیری و بازنگری در مسیر مادری.
ابزار این مسیر کتاب بود؛ و در قلب آن، کتاب کودک قرار داشت.

اگر فصل اول را از دست دادید، در فصل دوم همراه ما باشید.

جلسات فصل اول هزار کتاب

جلسات ماهانه همنشین

فصل اول با جلسات همنشین آغاز شد؛ جایی که نقطه شروع را همدلی قرار دادیم؛ مفهومی بنیادین برای ورود به هر تعامل انسانی. در این جلسات تلاش کردیم دیگری را بفهمیم و جهان را با در نظر گرفتن ذهنیت او ببینیم. هم‌زمان نگاهی به مفهوم «ضد همدلی» داشتیم و کتاب خرگوش گوش داد را خواندیم تا این مفاهیم در قالب داستان لمس شوند.

در جلسه بعدی همنشین، به سراغ دلبستگی ایمن رفتیم و موضوع کشف داستان زندگی خودمان را پیش کشیدیم. با پرسش‌هایی در گذشته و حال حرکت کردیم و دست به قلم شدیم تا سکانس‌هایی از فیلم‌نامه زندگی‌مان را پیش چشم بیاوریم. این مسیر، مقدمه‌ای بود برای ورود به عرصه هم‌کتاب.

جلسات ماهانه هم‌کتاب

در جلسات هم‌کتاب، کتاب فرزندپروری مبتنی بر دلبستگی ایمن محور کار قرار گرفت. کتاب در سیر مطالعاتی آفلاین خوانده شد و در نخستین جلسه کارگاهی، به‌طور مقدماتی درباره شکل‌گیری این نظریه صحبت کردیم. چند صفحه‌ای را به‌صورت آنلاین خواندیم، تمرین‌های کوتاهی انجام دادیم و ادامه مطالعه را به مسیر شخصی هر مادر سپردیم.

جلسه دوم هم‌کتاب، یک ماه بعد برگزار شد؛ جلسه‌ای که با گفت‌وگوی جمعی درباره تجربه خواندن آغاز شد و با چند تکنیک و تمرین به پایان رسید. تمرین‌هایی که ما را در کتاب عمیق‌تر می‌کردند و هم‌زمان ذهن نقادمان را فعال نگه می‌داشتند. با آنکه چیزهای زیادی از کتاب آموختیم، تیزی تیغ نقد را نیز چشاندیم.

جلسات ماهانه جعبک

در جلسات جعبک، که سه جلسه از آن در فصل اول برگزار شد، ابتدا به سراغ کتاب‌هایی با موضوع خانواده و تعامل‌های والد–فرزندی رفتیم. ده کتاب بررسی شدند و فعالیت‌های خانگی متناسب با آن‌ها پیشنهاد شد.
در جلسه دوم، عینک اضطراب، ترس و دلبستگی را به چشم زدیم و کتاب‌ها را با این لنز مرور کردیم. جلسه سوم به کتاب‌هایی با موضوع عزت نفس، اعتماد به نفس و خودباوری اختصاص داشت؛ کتاب‌هایی که با دقت و وسواس، از میان انبوه کتاب‌های کودک با عناوین پرزرق‌وبرق اما محتوای ضعیف انتخاب شدند و در نهایت جای خود را در جعبک کتاب‌های خوب پیدا کردند.

جلسات ماهانه فرامتن

در جلسات فرامتن، مسیر متفاوت‌تر، عمیق‌تر و مبنایی‌تر بود. در ایشن جلسات، ذهنیت‌های قدیمی‌مان را پشت در کلاس آنلاین جا می‌گذاشتیم و آماده می‌شدیم تا پیش‌فرض‌هایمان را به چالش بکشیم. با لنزی تازه به کتاب‌های کودک نگاه می‌کردیم؛ لنزی که دنیای کودکی را شفاف‌تر از قبل برایمان تعریف می‌کرد.

در جلسه اول فرامتن، درباره ماهیت این نوع جلسات صحبت شد و تعدادی کتاب با کمک «تله‌یاب‌های انتخاب راستا» بررسی شدند. جلسه دوم به کتاب‌های بد کودک در حوزه عزت نفس اختصاص داشت و در جلسه سوم، به موضوع گفت‌وگو و الگوهای گفت‌وگویی در کتاب کودک پرداختیم

راهبران و ساختار فصل اول

راهبری جلسات همنشین و هم‌کتاب بر عهده هانیه نیک‌بخت (کارشناس کتاب و روان‌شناس بالینی) بود. جلسات جعبک با همراهی فاطمه حلمی (کارشناس ارشد ادبیات فارسی و مدیر خانه کودک بردار) برگزار شد و جلسات فرامتن را سیدعلی صدرایی (کارشناس ارشد روان‌شناسی و فعال حوزه کتاب و خانواده) راهبری کرد.
در این فصل، هر ماه یک جلسه همنشین، یک هم‌کتاب، یک جعبک و یک فرامتن برگزار شد تا مسیر یادگیری، تجربه و گفت‌وگو به‌صورت پیوسته پیش برود.

جمع‌بندی فصل اول و نگاه به ادامه مسیر

فصل اول، بیش از آنکه نقطه‌ای برای رسیدن باشد، جایی برای ایستادن و دیدن بود؛ دیدن خودمان، رابطه‌هایمان و شیوه‌ای که با کتاب و با کودک وارد گفت‌وگو می‌شویم.

این تامل، ما را آماده ورود به فصل دوم می‌کند؛ فصلی که با تمرکز پررنگ‌تر بر گفت‌وگو، شناخت و تنظیم احساسات، تاب‌آوری، پذیرش و صبر ادامه خواهد یافت. مفاهیمی که نه فقط در کتاب‌ها، بلکه در زیست روزمره مادرانه معنا پیدا می‌کنند.

اگر فصل اول را از دست دادید، در فصل دوم همراه ما باشید.

نظرات برخی از شرکت کنندگان فصل اول

به دلیل راحتی و حفظ حقوق شرکت کنندگان از ثبت اطلاعات فردی خودداری کردیم.

دیدگاهتان را بنویسید